بیانیه

امروزه موجی قوی، بخش عظیمی از جهان را فراگرفته و فضایی نامأنوس و متفاوت ایجاد کرده است. روندهای کلان دیجیتالی­ شدن، جهانی­ سازی، تغییرات جمعیتی و اقلیمی در حال دگرگونی اقتصادها و جوامع هستند. به تعبیری در آستانه تجربه فرآیند دگرگونی و شکل­گیری مرزهای جدید کسب و کار، اقتصادهای دانش­ بنیان، و نظام ­های نوین رفاهی و حمایتی هستیم که ساختارها و نهادهای حاکمیتی، اقتصادی و اجتماعی را با چالش­ های چندبعدی و پیچیده ­ای به ­رغم ظهور بسیاری از فرصت ­های جدید برای رشد و توسعه مواجه خواهند کرد.

چنین تحولاتی می ­توانند دارای پتانسیل رشد درآمد جهانی و بهبود کیفیت زندگی مردم در اقصی نقاط جهان باشند یا ممکن است به افزایش نابرابری، نگرانی و بی­ عدالتی دامن زنند. بنابراین برای درک و تجمیع انتظارات متفاوت بازیگران عرصه­ های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و تدوین چشم ­اندازهای استرتژیک در مورد آینده به فرآیندی سازماندهی­ شده و هدفمند نیاز داریم تا حامی و مصدق توسعه اقتصادی و اجتماعی گسترده باشیم. بدین ترتیب در خلال شناسایی آینده­ های ممکن و مطلوب همراه با فراگیری و تعامل، امکان دستیابی به سطوح مختلفی از تصمیمات به منظور همگام­ سازی تدابیر، راهکارها و توصیه­ ها میسر شود.

آینده ­نگاری، فرآیند تلاش نظام­ مند برای نگاه به آینده بلندمدت دانش، فناوری، محیط­ زیست، اقتصاد و اجتماع است که با هدف شناسایی فناوری­ های عام نوظهور و تقویت حوزه­ های تحقیقات استراتژیکی انجام می­ شود که احتمالاً بیشترین منافع اقتصادی و اجتماعی را به همراه دارند و تأثیرات قابل­ ملاحظه ­ای بر رقابت صنعتی، خلق ثروت و تعالی کیفیت زندگی در پی خواهند داشت.

از اینرو معاونت امور اقتصادی و برنامه­ ریزی با تفکری پیشرو و کنشگرایانه در مواجهه با دنیای پر از رقابت و پیچیدگی امروز، راهبری «اندیشکده آینده­ نگاری وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی» را با هدف دست­یابی به انعطاف­ پذیری لازم در برابر بدیل­ های متغیر آینده و برخورداری از رویکردی فرافعالانه عهده دار شده است.

                                                                                                                          حجت اله میرزائی

                                                                                                                                       معاون اموراقتصادی و برنامه ­ریزی

محورهای آینده نگاری

به دلیل ارتباط و همبستگی قابل توجه کارکردهای وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با مسائل کلان اقتصادی، اجتماعی و سیاستی، بررسی و کاوش گسترده­ ای از پیشران­ های تغییر یعنی جهانی ­شدن، تغییرات جمعیتی و سالمندی، تغییر در ساختار خانواده، بروز ارزش­ های زیست­ محیطی/اجتماعی/معنوی، افزایش مخارج دولت رفاه و بحران اقتصادی، دیجیتالی­ شدن، مهارت­ محوری و نحوه تعامل آنها برای تعریف آینده محتمل از اهمیت قابل­ ملاحظه­ ای برخوردار است. بنابراین مهمترین حوزه ­هایی که می ­بایست به ­طور تخصصی به آنها پرداخت را می­ توان به چهار سرفصل زیر تقسیم کرد:

الف- اقتصاد و سرمایه­ گذاری،

ب- بازار کار، اشتغال و مهارت،

ج- رفاه و تأمین اجتماعی،

د- نوآوری و تحولات فناوری.

در اندیشکده آینده ­نگاری تلاش خواهد شد با تبادل نظرات و دیدگاه ­ها در میان متخصصان به یک آگاهی و درک کلی و جامع از آینده­ های محتمل دست یافت که در نهایت برنامه کار راهه آینده با مخاطب قرار دادن سیاست­ گذاران، سازمان­ ها و نهادهای سیاست­ گذار، فعالان و ذی­ نفعان هر حوزه با تعیین اولویت­ ها تهیه و ابلاغ می ­شود. 

در قلمرو اقتصاد با سه ­گانه کاهش رشد، افزایش سالمندی و کاهش بهره­ وری مواجه هستیم که دارای تأثیری متقابل و منفی بر یکدیگر می باشند.

  •   اقتصادهای نوظهور ( اقتصاد جمعیتی، اقتصاد آزاد/داده، اقتصاد هوشمند، اقتصاد حلقه بسته، سازمان­ های خودمختار غیرمتمرکز، و اقتصاد تحول) و مدل­ های جدید کسب و کار،
  •   بازارمنابع مالی به شدت رقابتی و تأمین مالی کارا،
  • شکل­ گیری و توسعه بازار کسب و کارهای هوشمند و مدل­ های جدید عملیاتی (پلتفرم ­­های صاحب دارایی و ارزش
  • بهره­ گیری از فناوری و برخورداری از انباشت سرمایه در بازارهای جهانی (در سایه بهره­ مندی از نرخ بازگشت سرمایه رقابتی)،
  • ثبات اقتصاد کلان و تعامل پایدار و متوازن با جهان،
  •   متنوع­ سازی اقتصاد و تجارت،
  • شناسایی نیازهای اقتصادی-اجتماعی،

همگی از عامل­ های بسیار مهم و تعیین­ کننده رشد اقتصادی کشور و افزایش بهره­ وری محسوب می­ شوند.

قلمرو حمایتی:

ارائه خدمات حمایتی و توانبخشی، اعطای یارانه و کمک­ های مالی به افراد و خانواده ­های نیازمندی که قادر به کار نبوده یا یا درآمد آنان تکافوی حداقل زندگی را نمی­ کند حوزه حمایتی و توانبخشی دولت رفاه را شکل می­ دهد. این گزاره که هدف اصلی رشد اقتصادی مبارزه با فقر است یا اینکه رشد اقتصادی بدون مواجهه مؤثر با فقر ناممکن خواهد بود، هر چند در مبانی فلسفی بسیار با یکدیگر متفاوت هستند اما در این نتیجه مهم با یکدیگر اشتراک دارند که آثار رشد اقتصادی باید در زندگی فقرا به­ ویژه فقیرترین اقشار جامعه آثار مثبت ملموس داشته باشد. برنامه­ های رفع فقر و تخصیص کارامد منابع به گروه ­های هدف باید با لحاظ تفاوت ­های منطق ه­ای فقر همراه با اعمال شاخص های کمکی متمایزکننده فقرا، آزمون­ های استطاعت و دارایی صورت پذیرد.

قلمرو بیمه­ ای:

مراقبت­ های بهداشتی و نظام سلامت، بیمه بیکاری و ازکارافتادگی، و حقوق بازنشستگی از جمله مؤلفه ­هایی هستند که به فراخور عصر صنعتی و به تناسب آن ایجاد شده­ اند و در صورت عدم بازنگری و بهبود شرایط و مقررات ناظر بر آنها کارایی خود را در گذر زمان از دست خواهند داد. سازوکار قلمرو بیمه ­ای نظام تأمین اجتماعی برای چندین دهه با شیوه استخدام و کارکرد اکثریت شاغلین هماهنگ و نسبتاً متناسب بوده لیکن با تغییر شتابان و مستمر سبک کار و قراردادهای استخدامی، مزایای بیمه ­ای علاوه بر پوشش نیروی کار رسمی باید انواع جدید اشتغال حاصل ظهور و توسعه پلتفرم­ های جدید اشتغال نظیر فریلنسی (Freelance) وکارجمعی (Crowed Working) را نیز دربرگیرد. نوآوری و پیشرفت ­های فناوری در این حوزه می ­تواند تحول و بازدهی پوشش ­ها را در حوزه سلامت (سلامت همراه مؤثر، مراقبت فناوری مبنا، یکپارچگی و ادغام تمامی فرآیندهای درمانی و مراقبتی به منظور کاهش هزینه ­های درمانی)، بیمه بیکاری و مستمری­ های سالمندی و ازکارافتادگی را در سال­ های آتی به ارمغان آورد.

بنابراین بازیگران اصلی قلمرو رفاه و تأمین اجتماعی باید در دیدگاه ­های خود پیرامون تحول تأمین اجتماعی در آینده، تغییرات گسترده مؤثر بر آن نظیر ماهیت درحال تغییر کار، ظهور اقتصاد گیگ، شیوه­ های جدید کار و اشتغال غیرمتعارف ناشی از دیجیتالی شدن، تزلزل ثبات مالی نهادهای دولت رفاه به دلیل بحران­ های مالی و سلامت (همانند کووید-19)، پیرشدن جمعیت، چالش ­ها و خواسته­ های اجتماعی آینده را درنظر گرفته و پاسخ ­های مناسبی تهیه کنند. 

تجهیز و تخصیص مطلوب سرمایه انسانی و بکارگیری دانش در اقتصاد عنصری تعیین­ کننده در کمیت و کیفیت رشد اقتصادی است. نحوه تجهیز استعدادهای انسانی از طریق آموزش و مهارت­ آموزی توأم با بکارگیری این نیروها سیگنالی مهم برای آینده ­نگاری در هر کشور محسوب می­ شود. یکی از مباحث قابل تأمل، مربوط به آینده مشاغل یا به تعبیری مناسب­ تر «آینده بی ­شغلی» است. رشد فزاینده مکانیزه کردن خطوط تولید، ظهور پرینترهای سه ­بعدی، ارتباطات شغلی فرامرزی (به لطف توسعه و پیشرفت چشمگیر فناوری ارتباطات)، چالش­ های فزاینده ناشی از عدم تطابق مهارت­ ها، تحصیلات و دانش شاغلین و افراد جویای کار با نیازهای بازار-به ­ویژه در تطابق با شاخص ­های سواد فناوری- تأثیری رکودی بر اقتصاد جهانی خواهد داشت. با این وجود در حالی­ که جهش­ های فناورانه، بسیاری از روش­ های قدیمی انسان محور برای انجام کارها را منسوخ خواهد کرد، اما طیف جدیدی از مشاغل را ایجاد خواهد کرد که مرزهای رسمی و شناخته ­شده اشتغال را خواهد شکست و خالق پلتفرم­ هایی مستقل در جهان کار خواهند شد.

با حرکت اقتصاد به سوی دانایی­ محوری، وابستگی به نوآوری و فناوری­ های نو بیش از پیش خواهد شد. نوآوری به عنوان کلید موفقیت برای دستیابی به بهره ­وری بالاتر و موقعیت رقابتی مطلوب­ تر عمل می­ کند. در این رقابت، تغیرات سریع و فزاینده به همراه فناوری­ های نوظهور و تحقیقات راهبردی نقش مهمی را در پیشرفت و توسعه مؤلفه­ های مؤثر بر رشد اقتصادی و اجتماعی- به دلیل تعامل و وابستگی فزاینده میان این دو قلمرو- ایفا می­ کنند. از اینرو، نیاز به واکاوی و تعیین خط­ مشی­ های لازم در حوزه فناوری و نوآوری و تعادل میان رقابت­ پذیری در مقابل بیکاری، نابرابری، پایداری، ریسک و سایر ضرورت دارد.